مدیریت منابع انسانی و مدل منابع انسانی، پیش نیازهای اولیه برای ساختار سازمانی HR را تعریف می‌کنند. هر سازمانی ساختار سازمانی خود را به طور متفاوتی طراحی می کند و از رویکردهای مختلف برای تعیین سطح مناسب لایه های مدیریتی و نحوه همکاری بین واحد منابع انسانی HR، او دیگر بخش های سازمان استفاده می کند. به طور کلی، بسیاری از سازمان ها از لحاظ ساختار منابع انسانی با هم مشابه اند.

مدیریت عامل سازمان نیاز به اجرای استراتژی کسب و کار و استراتژی HR دارد. مدیریت اجرایی نیاز به پشتیبانی کامل از واحد منابع انسانی یا HR دارد. کیفیت یک سازمان بستگی به منابع انسانی آن سازمان دارد. بنابر این مدل ساختار سازمانی باید با حساسیت و دقت بسیاری از سوی مدیران طراحی و اجرا شود.

ساختار سازمانی باید با توجه به اهداف مدیریتی منابع انسانی و مدل تعریف شده منابع انسانی تعیین شود. این دو مولفه اهمیت پروسه های HR را تعریف می کنند و آنها اولویت هایی مشخصی برای سازمان تعیین می کنند. ساختار سازمانی اولویت ها را تعریف نمی کند، اولویت ها باید در ساختار سازمانی و نیروی کار اختصاص داده شده به فرایندهای HR مشخص شود.

منابع انسانی سازمان، پروسه های HR را تعریف می کند. واحد حقوق و مزایا باید مشخصا درباره حقوق کارمندان و ایجاد استراتژی های حقوق‌دهی مختلف ایفای نقش کند. مدیران اجرایی و کارکنان سازمان نباید وظایف مدیریت منابع انسانی را به عده بگیرند. طراحی سازمانی برای مشتریان سازمان  شفافیت و حس راحتی ایجاد می‌کند.

مدیران منابع انسانی اغلب مشکلاتی از قبیل کمبود اطلاعات درباره سازمان دارند. ساختار سازمانی منابع انسانی باید به گونه ای باشد که پایین ترین سطح واحد منابع انسانی حق تصمیم گیری داشته باشد.

ساختار سازمانی باید انعطاف پذیر باشد. اولویت های سازمان می تواند به سرعت تغییر کند و مورد نیاز  واکنش است. ساختار سازمانی غیر انعطاف پذیر، واکنش مناسب را تقریبا غیرممکن می کند و یا آن را ناکارآمد می سازد. هیچ کارمند نباید موقعیت شغلی فعلی را به عنوان مقصد نهایی بدست آورد.

این ساختار باید از رشد شغلی در منابع انسانی حمایت کند و مسیرهای شغلی در HR باید با ساختار سازمانی هماهنگ شود.

 

ادامه دارد…